بحران" گران سازی خدمات دولتی" از بنزین و انرژی و سوخت مراکز تولیدی و خطوط تلفن همراه، ثابت، بسته های اینترنتی، خدمات بانکی، خدمات اداری چون گواهینامه و گذرنامه و جرائم رانندگی و...خود بحرانی ترین مدیریت بحران کشور است

به قلم عبدالرسول جوادی بالاجاده

” بحران” واژگانی که با مدیریت عجین و پیوندی ناگسستنی پیدا کرد. مدیریت بحران را ساختار سازمان یافته دادند تا بحرانها را مدیریت کنند و صد حیف که خود مدیریت بحران، به بحرانی مدیریتی تبدیل شد. هنوز مدیریت بحران در کشور معنای مدیریتی پیدا نکرد و خود مدیریت بحران، بحرانی مخرب تر و دست و پا گیرتر از بحرانها شد . قرار شد در مدیریت بحران کشور، بحرانهای طبیعی چون سیل آبگرفتگی، طوفان، زلزله و جنگ و …را برنامه ریزی پیشگیرانه، پسابحران کنند. هکذا از نقش مدیریت بحران در بحرانها و بدتر آنکه خود مدیریت بحران، بحرانی سهمگیرتر از بحرانهای طبیعی شده است. کلا مدیریت کشور در همه ابعاد و زوایای آن برای مردم خود یک بحران است و در مقابل بحرانهای طبیعی را مواهب الهی در برابر بحرانهای ساختگی مدیریت کشور بر می شمارند . سالهاست سازمان مدیریت بحران کشور در ساختاری تا رگه های استانی و شهرستانی تشکیل شده است که با این همه قدمت هنوز در پیش بینی و اقدامات امدادی غافل گیر میشوند و بزرگترین عملکردشان گزارش سازیهای بحرانها از رسانه ها هست بدون هیچ عملکرد پیشگیرانه و جبرانهای خسارات وارده و مدیریت پسابحرانی و این چرخه هر ساله تکرار میشود. سیل، طوفان و زلزله مهمان هر ساله و هر سال چند باره کشور ایران است و هر سال خسارات سنگینی سهم مردم میشود و هیچ اقدامات پیشگیرانه ای با این همه تجربه ندارند، بجز گزارش سازیها. زیباتر آنکه هنوز ساعتی از بحران طبیعی فروکش نکرده مدیران در مقاطع ملی و استانی برآوردهای خسارات مالی را محاسبه میکنند و اینکه آیا خساراتی که مردم دیدند را چگونه جبران میکنند سوال بی پاسخی است؟ بماند که بحرانها را توان مدیریتی نیست و هیچ عایده ای هم سهم خسارت دیدگان نمیشود. رودخانه ها و آبروها هرساله طغیان پذیرند که لایروبی نمیشوند فقط تخصیص اعتبار آن گزارش میشود اگر اینهمه اعتبارات بحران که در استانها هر ساله گزارش میشود میشد دهها برابر عملکرد فعلی رودخانه ها و آبروها را لایروبی کرد. چطور بعد از این همه سال هنوز مشکل اصلی لایروبی رودخانه و مشکلات مهندسی ابروها در شهرها بالاخص شهرهای شمالی کشور وجود دارد. مسئولیت لایروبی سالانه رودخانه ها و اصلاح مهندسی شهرها با چه دستگاههایی است ؟ این غفلتها و ترک فعلها برای چیست؟ نظارت بر عملکرد منابع تخصیصی مدیریت بحرانها در استانها و شهرستانها با چه دستگاهی است و چگونه؟ خسارات وارده بر خسارت دیدگان بحرانهای طبیعی چون سیل و طوفان چگونه و از سوی چه دستگاهی جبران میشود؟ نقش شرکتهای بیمه در جبران خسارات صنایع کشاورزی، باغداری، منازل مسکونی و مراکز تولیدی و صنعتی چگونه است؟ و دهها اما و اگرهای مدیریتی که هرساله بیان و بی پاسخ می ماند. چرا؟ آن روی سکه بحران مدیریت در کشور است . بحران مقابله عملی با دست اندازان و چپاولگران اقتصادی که بخشی از ستونهای خبری رسانه ای را شکل میدهد. ” عادی سازی “سناریوی اختلاسها و ناترازیها به یک رویه تبدیل شد و انگار کشور را حصار بازدارندگی نیست و به فساد سیستمی تبدیل شد و متاسفانه تراستی های منابع فروش نفت کشور را بر نمیگردانند و مدیران دستگاهها هم چشم پوشی به فسادهای سیستمی کارگزاران میکنند و عملا به یک فرهنگ و رفتار اداری تبدیل شد. تا جاییکه با سلامت جامعه هم بازی میکنند و مرغ و گوشت تاریخ گذشته به بازار توزیع میشود نهایت اقدام میشود تغییر مدیر از کرسی به کرسی بزرگتر می انجامد . بحران مدیریت در نظام اطلاع رسانی کشور را به سراشیبی رساند. میل به سخنگویی بدنه دولت در سطوح مختلف بحرانی سهمگین شد تا تناقض گفتمانها و تکذیب اخبار و ورود غیر تخصصی به موضوعات توسط کارگزاران، عدم همسویی ارکان حاکمیتی در مجلس و دولت و قوه قضاییه و دستگاههای نظارتی و دهها عنوان بحرانی در مدیریت کشور خود بحرانی مخربتر از بحرانهای طبیعی است. بحران” گران سازی خدمات دولتی” از بنزین و انرژی و سوخت مراکز تولیدی و خطوط تلفن همراه، ثابت، بسته های اینترنتی، خدمات بانکی، خدمات اداری چون گواهینامه و گذرنامه و جرائم رانندگی و…خود بحرانی ترین مدیریت بحران کشور است . ناعدالتی در توزیع منابع درآمدی کارکنان دستگاهها، تا جاییکه حقوق و مزایای نمایندگان مجلس به بهانه تورم و گرانی ۵۰ درصد افزایش و این نابرابری در برابر حقوق و مزایای ناچیز کارکنان و کارگران بحران سلب اعتماد مردم را طوفانی خواهد کرد . بحران “واژه سازی جریان یافته” جریانهای سیاسی و مردم در سوار موجهای سیاسی قرار دادند بحران سیاسی است که اگر پیشگیری نشود خرابی های آن بسیار خواهد بود و جبران خسارات آن جبران ناپذیر … بماند و بماند و بماند که هر زاویه مدیریت کشور بحرانی است به بحرانها پیشگیرانه توجه جدی کنید تا خسارات آن بنیان کن نشود.