استان‌های شمالی کشور عملاً در انتهای خط لوله گاز سراسری قرار دارند. در شرایط پیک مصرف، افت فشار در این مناطق اجتناب‌ناپذیر است. وقتی می‌گوییم احتمال قطعی ۶۰ تا ۹۰ روزه وجود دارد، یعنی وزارت نفت باید از هم‌اکنون برای تغییر سوخت نیروگاه‌ها به مازوت یا گازوئیل، و همچنین ذخیره‌سازی سوخت دوم برای واحدهای صنعتی اقدام فوری کند. انفعال در تأمین سوخت جایگزین، به معنای تیر خلاص به پیکره تولید استان‌های شمالی است.

فرشته عالی

*هشدار صریح معاون عمرانی استانداری گلستان درباره احتمال قطعی ۶۰ تا ۹۰ روزه گاز

در حالی که سرمای زودرس زمستان در راه است، هشدار تکان‌دهنده معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گلستان درباره احتمال قطعی دو تا سه ماهه گاز در استان‌های گلستان، مازندران و خراسان شمالی، زنگ خطری جدی را برای متولیان امر به صدا درآورده است. این بحران که از آن به عنوان «زمستان سخت» یاد می‌شود، تنها یک چالش فنی نیست؛ بلکه تهدیدی تمام‌عیار برای زیرساخت‌های اقتصادی، معیشت مردم و ثبات اجتماعی منطقه است. *نیاز به مدیریت استراتژیک اگر این پیش‌بینی به واقعیت بدل شود و تدابیر پیشگیرانه اتخاذ نگردد، شاهد پیامدهای زنجیره‌ای زیر خواهیم بود: فاجعه اقتصادی: بیشترین آسیب متوجه صنایع کوچک و بزرگ، گلخانه‌ها، مرغداری‌ها و مراکز تولیدی منطقه خواهد بود. تعطیلی اجباری این واحدها نه تنها باعث رکود تورمی می‌شود، بلکه زنجیره تأمین مواد غذایی کشور را نیز با اخلال جدی مواجه خواهد کرد. بحران اجتماعی و معیشتی: زندگی مردم در استان‌های شمالی به دلیل رطوبت و سرما، کاملاً به سیستم گرمایشی گاز وابسته است. قطعی ۹۰ روزه می‌تواند منجر به مهاجرت اجباری، افزایش بیماری‌های ناشی از سرما و تنش‌های شدید در مدیریت شهری شود. پدیده قاچاق و سوخت‌رسانی: در صورت قطعی گاز، مردم به سمت استفاده از سیلندرهای گاز مایع و نفت سفید سوق داده می‌شوند که علاوه بر خطر حوادث آتش‌سوزی در خانه‌ها، باعث ایجاد صف‌های طولانی، بازار سیاه و هرج‌ومرج در توزیع سوخت خواهد شد. *آنچه در صورت عدم مدیریت رخ خواهد داد: اگر دولت به جای «مدیریت بحران» به «رفع مسئولیت» اکتفا کند، اعتماد عمومی که بزرگترین سرمایه است، فرو خواهد ریخت. عدم مدیریت صحیح یعنی: ۱.سقوط تولید: زیان‌های میلیاردی به زیرساخت‌های صنعتی و کشاورزی. ۲. ناامنی در خدمات عمومی: بیمارستان‌ها و مراکز درمانی در مناطق سردسیر دچار بحران در ارائه خدمات خواهند شد. ۳. تنش‌های امنیتی: خشم عمومی ناشی از سرما و تعطیلی کسب‌وکارها، می‌تواند به چالش‌های امنیتی و اعتراضات گسترده در سطح استان‌های شمالی منجر شود. ما در «نکته پرداز» از مسئولین استانی و وزارت نیرو مطالبه می‌کنیم: به جای هشدار دادن و ترساندن مردم، «برنامه عملیاتی» خود را برای جلوگیری از این فاجعه اعلام کنید. آیا زیرساخت‌های جایگزین آماده است؟ آیا ذخیره‌سازی سوخت انجام شده است؟ مردم شمال نباید هزینه ناکارآمدی در مدیریت ناترازی گاز را با لرزیدن در خانه‌هایشان بپردازند. *صدای پای بحران؛ راهکار یا انفعال؟ کارشناسان حوزه انرژی معتقدند هشدار اخیر معاون عمرانی استانداری، نه یک بلوف سیاسی، بلکه خروجیِ واقعیتِ تلخِ «ناترازی شدید گاز» در کشور است. مهندس فرجی تحلیلگر ارشد انرژی، در گفت‌وگو با « نکته پرداز» با اشاره به فرسودگی خطوط انتقال و کمبود فشار در انتهای شبکه سراسری می‌گوید: «استان‌های شمالی کشور عملاً در انتهای خط لوله گاز سراسری قرار دارند. در شرایط پیک مصرف، افت فشار در این مناطق اجتناب‌ناپذیر است. وقتی می‌گوییم احتمال قطعی ۶۰ تا ۹۰ روزه وجود دارد، یعنی وزارت نفت باید از هم‌اکنون برای تغییر سوخت نیروگاه‌ها به مازوت یا گازوئیل، و همچنین ذخیره‌سازی سوخت دوم برای واحدهای صنعتی اقدام فوری کند. انفعال در تأمین سوخت جایگزین، به معنای تیر خلاص به پیکره تولید استان‌های شمالی است. » *اما سؤال کلیدی از مسئولین اجرایی آیا ستاد مدیریت بحران استان‌های شمالی، پروتکل‌های «سطح‌بندی مصرف» را برای روزهای اوج سرما تدوین کرده است؟ کارشناسان تأکید دارند که:اولویت‌بندی مصارف: باید دقیقاً مشخص شود که در صورت بروز قطعی، کدام بخش‌ها (بیمارستان‌ها، نانوایی‌ها، مراکز خدماتی) در اولویت اتصال باقی می‌مانند تا فاجعه انسانی رخ ندهد. بعد هم مدیریت ناترازی با واردات یا ذخیره‌سازی: اگر زیرساخت‌های انتقال ظرفیت افزایش ندارند، چرا راهکارهای جایگزین مانند «ذخیره‌سازی زیرزمینی گاز» (که در جهان مرسوم است) در شمال کشور مغفول مانده است؟ دکتر قربانی پژوهشگر حوزه مدیریت بحران نیز هشدار می‌دهد: «وقتی از قطعی طولانی‌مدت صحبت می‌کنیم، موضوع از “کمبود سوخت” به “آسیب اجتماعی” تغییر ماهیت می‌دهد. دولت باید بداند که هر ساعت قطعی گاز در شمال، به معنای افزایش ضریب بزهکاری، فشارهای روانی بر خانواده‌ها و در نهایت کاهش نرخ رشد اقتصادی منطقه است. مدیریت بحران یعنی پیش‌بینیِ غیرقابل‌پیش‌بینی‌ها؛ نه غافلگیر شدن در دی‌ماه!»