تمامی طرح های سدسازی همواره از راه حل های تامین آب برای اهداف کشاورزی، انرژی و آب شرب بودند اما مستندات اخیر در کشور و نظر غالب کارشناسان و متخصصین و همچنین گزارش کمیسیون جهانی سد نشان می دهد سدها گزینه مناسبی برای اهداف فوق نبوده و بهتر است پیش از هر اقدامی برای تامین آب، مدیریت مصرف منابع آبی سرلوحه کار قرار گیرد.

تمامی طرح های  سدسازی همواره از راه حل های تامین آب برای اهداف کشاورزی، انرژی و آب شرب بودند اما مستندات اخیر در کشور و نظر غالب کارشناسان و متخصصین و همچنین گزارش کمیسیون جهانی سد نشان می دهد سدها گزینه مناسبی برای اهداف فوق نبوده و بهتر است پیش از هر اقدامی برای تامین آب، مدیریت مصرف منابع آبی سرلوحه کار قرار گیرد. مشکل بزرگ سدهای مخزنی کشور عدم رعایت حق آبه ها و عدم محاسبه درست میزان آن در احداث سدهای مخزنی است  و متاسفانه در سد سازی های داخل کشور بهای اندکی برای حق آبه‎ های مربوط به بقای زیست بوم و محیط زیست در نظر گرفته می شود که رودخانه قبل از احداث سد به آنها متعهد بوده است. دلیل این امر می‎تواند نادانی و کار غیرتخصصی و سیاسی‎ کردن تصمیمات مهندسی از یک سو و بی‎ اخلاقی برخی از مشاوران و طراحان پروژه‎ های سدسازی باشد که منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح می ‎دهند.

گام نخست، مطالعات پروژه سدسازی است که ابتدای آن مرحله ‎ای به نام «امکان سنجی » (feasibility) پروژه تعریف می شود؛ در این مرحله مشاور موظف است گزارش امکان ‎یابی پروژه را تهیه و به کارفرما تسلیم کند. در این گزارش باید به صورت مستند به این سوال پاسخ داده شود که آیا امکان احداث سد مورد مطالعه با خصوصیات و حق آبه‎ های موجود رودخانه در مکان مورد نظر وجود داردبعنوان مثال  اگر ورودی رودخانه ‎ای ۵۰۰ میلیون مترمکعب در سال است که از این میزان، ۲۵۰ میلیون مترمکعب حق ‎آبه‎ های کشاورزی و ۲۵۰ میلیون مترمکعب حق ‎آبه تغذیه آبخوان است که هم اکنون ذینفعان دشت ‎های دوردست از طریق چاه‎ های خود از آن بهره‎ برداری می‎کنند، پس دیگر ظرفیت چنین رودخانه‎ ای تکمیل است و آب مازادی برای احداث سد وجود ندارد.از طرفی  محدودیت ‏های توپوگرافی، زمین‎ شناسی، لرزه‎ خیزی، زیست ‎محیطی و اقتصادی که ممکن است احداث سد را ناممکن سازد نیز باید مورد پژوهش و بررسی قرار گیرد و در صورت وجود هرگونه مشکل در یکی از این موارد باید مطالعات متوقف شود اما متاسفانه در ایران مطالعه امکان‎ سنجی پروژه‎ های سد سازی عموما به ثمر نرسیده و اگر مطالعات پروژه ای آغاز شده، بلافاصله وارد فاز نهائی شده است ؟!  شرایط به گونه ای است که مشاور پیش‏ بینی می‎کند طرحی را که پس از دوندگی زیاد به او واگذار شده، اگر در مرحله امکان ‎یابی ملغی و پروژه تعطیل شود، حق ‎الزحمه قابل توجهی نخواهد داشت، در حالی که در فازهای بعدی و اجرایی پروژه، میزان حق ‎الزحمه به مراتب بالاست؛ بر این اساس مطالعات در غالب موارد تهیّه نشده و یا اصولا نادیده گرفته می‌شود.( راههای ناصواب و ضد توسعه ای و تخریب مطلق محیط زیست ) . قصور و کوتاهی تا خیانت در مرحله نخستین سدسازی یعنی مطالعات پروژه یک واقعیت تلخ در غالب پروژه های عظیم داخلی بوده و ساخته شدن سد در زمین های شور،  وجود معدن نمک در مخزن سد، سدهایی با مخازن نیمه خالی که تنها به مراکز تبخیر آب بدل شده و ساختن سدهایی که برای پر کردن آن، آب چند رودخانه باید به سد هدایت شود، همگی پروژه هایی بدون مطالعه بوده سدهایی که با سرمایه‎ گذاری ‎ های هنگفت جز تخریب محیط زیست دستاورد دیگری ندارند. ( سد فینسک )

بدیهی است، حجم سدها در پروژه ها بزرگ ‎تر و بیشتر از امکان واقعی بوده و  پیمانکاران با قربانی کردن تمامی حق آبه های کشاورزی، آبخوان زیرزمینی، محیط زیستی و غیره، تعهداتی خارج از ظرفیت رودخانه ایجاد می‎ کنند که عملاً در مرحله بهره‎ برداری، قادر به تأمین آن ها نیستند و مجبورند حجم آن بخش از مخزن را که برای جذب و تعدیل سیلاب پیش‎بینی شده، حتی ‎المقدور پُر نگهدارند که در نتیجه، سد نمی ‎تواند نقش خود را در تعدیل سیلاب‎‌ ها ایفا کند.. در محیط‎‎ های جنگلی که نمونه‎ های جانوری و گیاهی نادر وجود دارند، باید توجه ویژه در این خصوص صورت گیرد که غرقابی محیط در حداقل ممکن باشد. یکی از مشکلات این است که گاهی برای حداکثر استفاده، سطح آب را در بالاترین تراز ممکن نگه می‎ دارند تا هم باعث افزایش ذخیره آب شده و هم سبب افزایش تولید انرژی شود. اما این اتفاق باعث شده تا حجمی از سد که برای تعدیل سیل در نظر گرفته شده پُر شود، در نتیجه هنگام وقوع سیل به دلیل پُر بودن حجم ذخیره سیلاب، رهاسازی آب بیش از ظرفیت رودخانه پائین‎ دست رخ داده و به این طریق، مناطق پایین‎ دست سد دچار مشکل و متحمل خسارت می‎ شوند.

آبگیری مخزن سد موجب اشباع شدن طبقات زمین در پِی و تکیه ‎‌گاه‎ ها و دامنه‎ های دره در کل گستره مخزن می ‎شود که در پاره ‎ای موارد، موجب ناپایداری و لغزش زمین شده و حتّی ممکن است شرایط را برای بروز زلزله ‎های القایی فراهم کند. علاوه بر این رسوب‎گذاری مخازن سدها بویژه در کشورهای در حال توسعه و مناطق خشک و نیمه ‎خشک جهان که در آنها توزیع مکانی و زمانی بارش‎ های جوی نامناسب است، بصورت یک معضل زیست محیطی بسیار جدی در آمده است.

قاعده این است که همزمان با احداث سد و حتی قبل از آن، نسبت به آبخیزداری و مدیریت آبخیزها اقدام شود تا ضمن حفاظت خاک حوضه آبریز، از مرگ زودرس سدها به دلیل پُر شدن مخزن از گل ‎و لای جلوگیری شود. این معضل می ‎تواند تا حدود زیادی با طراحی درست تخلیه‎ کننده های سد و اختصاص بخش کوچکی از آورد رودخانه برای رسوب‎ زدائی مخزن همراه با بهره برداری مناسب و با حفاظت آبخیزها حل شود.به طور کلی، انتقال آب از یک حوضه به حوضه دیگر در دراز مدت به نفع هیچ یک از طرفین، اعم از منطقه مبدأ و مقصد نخواهد بود. ما در خشک ‎ترین مناطق کشورمان قنات داشتیم که اکنون با احداث چاه‎ ها خشک شدند. متاسفانه روال معمول در کشورمان برای حل مسئله کم ‎آبی، افزایش ظرفیت ‎های تأمین آب یعنی فشار مضاعف بر روی منابع آب‎ های سطحی و زیرزمینی است؛ در حالی که باید برای مدیریت مصرف چه در بخش کشاورزی و چه در آب شرب برنامه ریزی شود. حرکت به سمت این موضوع در کشور پیچیدگی های خاص خود را دارد مضاف بر اینکه احداث یک سد و انتقال آب به محل مصرف، کاری روتین و همراه با چاشنی انگیزه اقتصادی برای مشاوران و پیمانکاران است.:تغییر الگوی کشت به تناسب شرایط محلی، افزایش راندمان آبیاری، کاهش تلفات در شبکه‎ های آبرسانی شهری، تصفیه فاضلاب و استفاده از پساب تصفیه شده در بخش کشاورزی، تفکیک شبکه‎ های آب بهداشتی و شرب همراه با فرهنگ سازی و کنترل جمعیت از جمله اقدامات بنیادی است که در مبحث مدیریت مصرف آب بایستی مدنظر قرار گیرد و چه بسا که در کوتاه مدت به نتیجه نرسد؛ در حقیقت این رویکردها مُسکن نبوده بلکه علاج واقعی کار هستند. تامین آب برای جمعیت بالای ۶۰ میلیون نفر مستلزم هزینه ‎های بسیار گزاف سرمایه‎ گذاری، نگهداری و بهره‎ برداری و هزینه ‎های زیست محیطی خواهد بود و چه بسا که تحمل آن برای دولت مقدور نباشد. یادآوری می‌ کنم که پروتکل‎های زیست ‎محیطی در طرح‎ های انتقال آب در سطح جهانی آنقدر سخت‎ گیرانه هستند که تنها نمونه‎ های محدودی از آن به اجرا برده شده‎اند. خشک شدن زاینده رود، خشک شدن تالاب هورالعظیم و خشک شدن همراه با آلودگی شدید رودخانه رویایی کارون در اهواز، نمونه‎های روشنی از اثرات مخرب انتقال آب است.

 

معضلی بنام سدسازی در ایران

سد سازی از عوامل تخریب محیط زیست به شمار می رود که آسیب جبران ناپذیری به آبخیزها، کوهستان ها، جنگل ها ورودخانه ها تا سیلاب دشتها، دهانه ها، تالاب ها، دریاچه ها و دریاهای کشور وارد کرده است. سد سازی فعالیتی بیابان زا به شمار می رود. هر سد سالانه بخشی از آب تجدید پذیر کشور را تبخیر می کند و سالانه تا ۵ میلیارد متر مکعب یا بیشتر از آب تجدید پذیر کشور از پشت سدها تبخیر می شود. سدها سبب تخریب یا تهدید جدی اکوسیستم های آبی و زیستگاههای وابسته به آن در تالاب ها و دریاچه های کشور شده اند. مسائل و مشکلاتی که شیوه ذخیره منابع آب از راه ذخیره در پشت مخازن سدها بوجود آورده و همچنین معضلاتی که این شیوه ذخیره بر روی سایر روش های ذخیره و جمع آوری آب درکشور سبب شده مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به اینکه این روش در شرایط خشک ایران و سطح تبخیر بالا سالانه میزان زیادی آب را از دسترس خارج می کند، به ارائه راهکارهایی در مواجه با این مشکل پرداخته شده است. این صنعت در کشورهای در حال توسعه رونق دارد در حالی که بازار آن در کشورهای توسعه یافته، برچیده شده است. اثرات منفی سدها بر روی محیط زیست فیزیکی، بیولوژیکی و اجتماعی آن قدر زیاد است که بسیاری از کشورهای توسعه یافته از دهه ۷۰ به بعد دیگر نه تنها سدی نمی سازند بلکه به جمع کردن و برچیدن سدهای خود به قیمت های بسیار گزاف پرداخته اند تا اثرات منفی آنها را بر محیط زیست بزدایند و رودخانه ها و سفره های آب زیرزمینی خود را احیاء کنند و این در حالیست که در کشور ما دستگاهها ، نهادها و ارگانهایی هستند که در سدسازی ید طولانی داشته از افتخاراتشان است ؟؟!

باری ، مدت زیادی از مطرح شدن طرح فینسک، میگذرد ، طرحی که قرار بود آب مازندران را به سمنان منتقل کند و اندیشمندان  ومتخصصان ایرانی قابل ملاحظه ای در بخش محیط زیست و منابع طبیعی در داخل و خارج کشور با ان مخالف بوده و هستند

 

سد فینسک  ؟! پروژه و پلانی معیوب و سراسر غیر علمی ( خیانتی نابخشودنی )

ابتدا باید دید «مزیت‌های این سد» چیست و بعد به مقایسه زیان‌ها و مزیت‌های ناشی از آن بپردازیم. هیچ مزیتی حتی برای مقصد انتقال آب آن وجود ندارد. جالبتر اینکه مدافعان ساخت این سد در وزارت نیرو و شهر سمنان به عنوان مقصد انتقال آب سد فینسک تا امروز گفته‌اند تنها بیان یک سری حرف‌های تکراری و غیر کارشناسی است که برای ساخت همه سدهای کشور مطرح می‌شود و آن هم چیزی نیست جز تامین آب شرب برای شهر سمنان.

این در حالیست که در ساختار مدیریتی آب سمنان، پیش فرضی مطرح شده مبنی بر اینکه سمنان کم آب است و به همین دلیل هم عده‌ای برای طرح انتقال آب پافشاری می‌کنند و گمان میکنند باید با انتقال آب بین حوضه‌ای و به قیمت نابودی زندگی مردم در ۲۵ روستای محل ساخت و پایین دست این سد در مازندران این تصوری که از آن به عنوان کم آبی نام می برند را جبران کنند.یعنی فقط در یک بخش ۲۵ روستای مازندران فدای شهر سمنان!!!

 

 

تجربه ملی و بین‌المللی نشان می‌دهد که هیچ وقت و در هیچ جای جهان مدیریت عرضه آب موفق به حل مشکل کم آبی نشده است. اینکه با سدسازی و انتقال آب بین حوضه‌ای تقاضا یا عرضه آب را تامین کنیم نه تنها هرگز موجب رهایی یا حتی تعدیل کم آبی نمی شود بلکه همیشه موجب افزایش مصرف شده و حتی کم‌آبی را تشدید هم می‌کند. با افزایش عرضه آب همیشه مصرف هم افزایش می یابد و این تفکر که با انتقال آب نیاز آبی منطقه تامین می شود از اساس رد شده است.

با یآدآوری تجربه خوزستان ، با تقریبا نیمی از گنجایش سدهای کشور در خوزستان ایجاد شده. گو اینکه  اگر قرار بود با سدسازی مشکل کم آبی رفع شود امروز خوزستان چنین وضعیتی نداشت.بنابراین ساخت سد فینسک و کسیلیان و چاشم روی سرشاخه های آب مازندران و حتی اجرای طرح شیرین سازی آب دریای مازندران با هدف انتقال حجم گسترده آب به سمنان نه تنها بحران آب در سمنان را حل و فصل نمی کند بلکه موجب تشدید بحران در مقصد انتقال آب هم می شود. این را تجربیات بین‌المللی می‌گوید. سمنان اگر معتقد به کم آبی است تنها راهکارش سازگاری با این کم آبی و مدیریت منابع آبی درون حوضه‌ای است نه دست‌اندازی به منابع آبی حوضه‌های مجاور و نابود کردن آنها. این را همه مسولان و متولیان مدیریت آب در داخل استان سمنان هم می‌دانند و این جزو الفبای مدیریت منابع آب است. چیز جدیدی نیست که تصور کنیم مخالفان سدسازی و انتقال آب آن را یافته‌اند و تلاش می کنند آن را تفهیم کنند.

  • نویسنده : دکتر سینا معماری – حفاظت محیط زیست ساری ( مازندران)